ریشهیابی یک بحران روانی-امنیتی: چرا عدهای از درد هموطن خوشحال میشوند؟
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که از حجم تحلیلهای سطحی و دور از واقعیت شبکههایی مثل BBC، ایراناینترنشنال یا منوتو شگفتزده شوید. یا فراتر از آن، از بیتفاوتی و گاهی خوشحالیِ بیمارگونه برخی چهرهها (سلبریتیها) و خائنین داخلی در زمان بمباران شهرها و به خاک و خون کشیده شدن هموطنانمان بهتزده بمانید!
از نظر روانشناسی و امنیت روانی، چگونه میتوان این سقوط اخلاقی و وطنفروشی را تجزیه و تحلیل کرد؟ پاسخ این معمای پیچیده، قرنها پیش در یک شاهکلید طلایی و دقیق از امیرالمومنین علی (ع) بیان شده است:
«هلاک میشود کسی که نادانیاش را نشناسد و در حدّ دانستهی اندک خود نایستد.»
این جمله، دقیقاً همان چیزی است که امروز در علوم شناختی روانشناسی به آن «توهم دانایی» میگویند؛ یک خطر بزرگ امنیتی و روانی که فضای مجازی را به تسخیر خود درآورده است. اما این کلام نورانی چه درسهای امنیتی و رسانهای برای ما دارد؟
۴ اصل مهم برای بقا در میدان مینِ فضای مجازی:
توهم تخصص؛ تلهی بزرگ شناختی: در دنیایی که بمباران اطلاعاتی بیداد میکند، بزرگترین خطر این است که فرد مرزهای دانش خود را نشناسد. وقتی کسی (از یک سلبریتی گرفته تا یک کاربر عادی) بدون تخصص در پیچیدهترین بحرانهای امنیتی و سیاسی اظهار نظر میکند، نه تنها خود، بلکه افکار عمومی را به سمت هلاکت و گمراهی میکشاند.
تروریسم روانی با ماشین شبههپراکنی:
نشناختن حدّ نادانی، موتور محرک شایعات است. شبکههای معاند دقیقاً روی همین نقطه ضعف سرمایهگذاری میکنند. آنها میدانند افرادی که به دانستههای اندک خود غره هستند، ناخواسته (و گاهی عامدانه) به جای روشنگری، پازل دشمن را تکمیل کرده و امنیت روانی جامعه را ترور میکنند.
مسئولیتپذیری در جنگ رسانهای:
فضای مجازی یک بازی نیست؛ هر لایک، فوروارد و اظهارنظری یک «کنش» است که تبعات دارد. کسی که با اطلاعات ناقص و هیجانات کاذب محتوایی را نشر میدهد، شریک جرم آسیبهای روانی آن در جامعه است. توقف در مرز دانستهها و سکوتِ آگاهانه، خود یک سپر دفاعی و نشانهی اوج مسئولیتپذیری است.
واکسیناسیون روانی با ارزیابی منابع:
یک کنشگر آگاهِ سایبری، پیش از هرگونه واکنش، اصالت منبع را میسنجد. او میداند که برای در امان ماندن از «هلاکت نادانی»، باید پیوسته در حال یادگیری و پالایش اطلاعات باشد تا فضای مجازی را به بستری برای ارتقاء فکری تبدیل کند، نه زبالهدانیِ خرافات و دروغ!
خلاصه کلام:
در جنگ هیبریدی (ترکیبی) امروز، بزرگترین سلاح ما «خودآگاهی» و «سواد رسانهای» است. اجازه ندهیم توهم داناییِ عدهای وطنفروش یا سلبریتیِ ناآگاه، آرامش و بنیانهای فکری ما را به بازی بگیرد. در برابر هر خبری، ابتدا از خود بپرسیم: «آیا من تخصص و اطلاعات کافی برای تحلیل این موضوع را دارم؟»
قرارگاه جریان آگاه (قجا)
سروش +
ایتا
آپارات

